تبليغاتX
яαѕнα 101
яαѕнα 101

عید همگی شما مبارم...

و

 

عید تنها تو مبارک !




نوشته شده در تاريخ Sat 19 Sep 2009 توسط رشا

شلاله: دو ماه پیش به خاطر شوخی که اون و رودرا باهام کردن الکی واسه دو ماه حرف نزدیم

رودرا: یاد پارسال به خیر چقده با بچه ها میرفتیم بیرون با هم خوش میگذشت !! الان همه حرف ها شده پارتی و شراب و مستی

سلما: بااینکه چش نداره ببینه مردم از اون بشتر نمره میارن اما دختر باحالیه... ادم وقتی باهاش حرف میزنه احساس میکنه همه ی در های موقعیت براش باز میشه. اما به خاطر اینکه که وقت نداشتم که برگه هارو براش پرنت کنم ببرم دانشگاه لوس بازی در میاره

علی: دو  سالیه که همدیگه رو ندیدیم اما گاه به گاهی تو یاهو یا ام اس ان میچتیم

خواهر علی: بی معرفت انگار نه انگار من کلاس ۸ دوست صمیمیش بودم

برادر علی: پزو ... اما خنده دار و دوست پرست. اما از وقتی که برگشت کشورش یه ایمیل یا مسج هم نفرستاده .

سندی: هی میگه من هر روز کار میکنم . وقت نمیکنم بیام

ریم: نیست تازه از دبی واسه خوشگذرونی اومده انجا هی وقت ندارم وقت ندارم بازی در میاره

رم: تنها ادمی که هیچ کینه ای رو به دل نمی گیره.. حرفشو رک و راست به ادم میزنه. فش و مش نمیده و اهل مستی و خراب کاری نیست . اما حیف که رفت پیش پدر و مادرش تو یه شهر دیگه زندگی کنه ( که امروز میاد برای دیدنی)

ویوین خواهرش: اخه کدوم دانشگاهی ( بزنین به تخته) با ۱۵ ۱۶ ساله ها میگرده؟

ساعد: از وقتی که با این دختره ی پررو و دیوونه دوست شده. ادم حتی میترسه باهاش حرف بزنه.. یادش به خیر پارسال چقده خوش میگذشت.

سعید برادرش: نمیدونم چرا از وقتی نرگس منو اد کرد و مجبور کرد الکی بهش مسج بدم که از حا و هوای نرگس بپرسم دیگه یه خورده سنگین شده !!

تزنیا: دوست صمیمی من که ۵ ساله با همیم و از جیک و پیک هم خبر داریم !! که دیروز سر خونه دعوا کردیم اما امروز دوباره دوست شدیم.

و

پن پل غزیز من نرگس خانعلیزاده

نرگس: جیگرتو جیگر !! تنها مشکلش اینه که این دختر مثل ادم ایزد انلاین نمیاد!! موقععی که اون هست من نیستم یا اون نیست من هستم.

و... دوستان دیگری که قبلنا یه عالمه با هم خوش میگذروندیم چه تو دنیای واقعی چه تو مجازی که الان شک دارم حتی اسمم رو هم یادشون باشه ! ای کاش پیش هم بودیم. مطمئنم که دوستای خوبی برای هم میشدیم.

----------------------------

امروز با شلاله رفتیم نزدیک پارلمان و دانشگاهم قدم و حرف زدیم. جاتون خالی اودم خونه مثل بلا نسبتم خر خوابیدم !!

 

 

 




نوشته شده در تاريخ Fri 31 Jul 2009 توسط رشا
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin